فالنامه حضرت حافظ
FreeCod Fall Hafez
یک نیمکت تنها یک شعله ی خاموش یک لحظه یک رویا منو تو در اغوش
یک یادگار از عشق رو تن درخت پیر یک قصه ی کوتاه ای وای از این تقدیر
من لیاقت تو رو ندارم
اونوقته که می فهمی چقدر بی ارزشی
که حتی ا ون هم ............
میخواد مثل بچه ها گولت بزنه
راستی چرا آدمافقط خودشو نو می بینن
چرا نمی خوان بفهمن که بعضی ها از نبودشون در عذابن
چرا نمی خوان بفهمن که بعضی ها از نبودشون حتی نمی تونن زندگی کنن
می خوام تنها باشم
خودم باشم ویه دل دل شکسته و زخم خورده
و یه دفتر شعر
و تا آ خر عمر شعر هایم را که از بخت سیاهم سرودهام بر زیر لب زمزمه کنم
و با خو د عهد کنم که
دیگر بعد از او
دل به کسی نسپا رم
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
who calls you back when you hang up on himکسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني
خوشحال میشم نظر بدین
چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و
به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي حس کني هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش
همه وجودت له شده....چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....چه قدر سخته وقتي
پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي
تا نفهمه هنوزم دوسش داري.......چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني
و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي : گل من باغچه نو مبارک ....